هنرمند و سیستم

درباره‌ی هرگز رو برنگردان

Never Look Away – 2018

این آقای فلورین هنکل ون‌دونرسمارک که دوازده سال پیش به‌خاطر فیلم درخشان زندگی دیگران شناختیمش، آدم عجیب و غریبی است: از آن زمان تا امروز فقط سه فیلم بلند ساخته که هر کدام هم حال‌وهوایی متفاوت با دیگری دارند. زندگی دیگران را که خب حتماً دیده‌اید، فیلم دومش توریست چیز نامربوط و نچسبی بود و شبیه یک جور اشتباه در کارنامه‌ی فیلم‌ساز، حالا فیلم سومش هرگز رو برنگردان یک دنیای دیگر است که چندان ربطی به هیچ کدام از قبلی‌ها ندارد. نه از ستاره‌هایی مثل جانی دپ و آنجلینا جولی استفاده کرده و سراغ یک قصه‌ی پلیسی و سکانس‌های اکشن رفته، نه برگشته به آن نوع ظرافت‌ها که در زندگی دیگران دیدیم، با این‌حال فیلم اخیرش در مقایسه با توریست، بسیار نزدیک‌تر است به زندگی دیگران. یک فیلم سه‌ساعته است که دوره‌ی تاریخی مشخصی را روایت می‌کند از سال‌های جنگ دوم تا تقسیم‌شدن آلمان به دو تکه و سرنوشت هنرمندی را دنبال می‌کند که درنهایت ناچار می‌شود از آلمان شرقی به آلمان غربی فرار کند.

فیلم از جهاتی یادآور همه‌ی قصه‌هایی است که در دل جنگ و موقعیت‌های ملتهب سیاسی، سرنوشت دو عاشق را دنبال می‌کنند مثل بربادرفته، دکتر ژیواگو، بیمار انگلیسی، کلدمانتین و… اما در این‌جا مسئله‌ی کار هنرمند و نسبتش با آزادی و ساختار سیاسی، عمده‌تر از نمونه‌های مشابه است. اسم فیلم به‌طور مشخص بیان‌گر مضمون اصلی‌اش است: قهرمان داستان در کودکی از موقعیتی رو برگردانده که حالا در دهه‌ی چهارم زندگی‌اش به‌دعوت استادش به همان بازمی‌گردد تا هم مشکل ذهنی‌اش را حل کند و هم کارش به‌عنوان هنرمند را وارد مرحله‌ای تازه کند.

هرگز رو برنگردان گرچه گاهی تا مرز یک فیلم درخشان پیش می‌رود، گاهی هم دست‌مایه‌‌ی اصلی را رها می‌کند و سکانس‌هایی بی‌ربط را زیادی پر و بال می‌دهد، درنهایت فیلمی دیدنی است با یک کار فوق‌العاده از مدیر فیلم‌برداری‌اش که سهم زیادی در فضاسازی درگیرکننده‌ی فیلم بر عهده دارد.        

error: Content is protected !!
به بالای صفحه بردن