حسین معززی‌نیا

حسین معززی‌نیا نویسنده، منتقد و مدرس سینماست. او از سال ۱۳۷۱ فعالیتش در مطبوعات سینمایی ایران را آغاز کرده و به‌عنوان نویسنده یا دبیر سرویس با نشریات متعددی همکاری کرده، از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ هم سردبیری یک ماهنامه‌ی سینمایی به نام ۲۴ را بر عهده داشته است. علاوه بر این، از سال ۱۳۷۵ کار تدریس مبانی نقد فیلم و تاریخ سینما را در مراکز مختلف آموزشی بر عهده داشته که در سه سال گذشته این فعالیت را در شهر تورنتو نیز ادامه می‌دهد. از معززی‌نیا ۵ کتاب سینمایی نیز منتشر شده. او کارگردانی و تدوین تعدادی برنامه‌ی تلویزیونی و فیلم مستند را بر عهده داشته و در هیئت داوری یا هیئت انتخاب تعدادی از جشنواره‌های سینمایی هم عضویت داشته است.

قهرمان و مسئله‌ی رئالیسم

سی دقیقه‌ی پایانی فیلم مکث روی یک ایده و تکرار آن در قالب حوادث جداگانه است. واضح است که قرار است به کجا برسیم. فیلمساز فقط دارد تعداد بحران‌ها را بیشتر می‌کند تا ما را قانع کند. در حالی‌که می‌شد اجازه داد شخصیت‌ها بیرون از این همه حادثه‌های پیاپی، کمی «زندگی» کنند.

برنده‌ی غیرمنتظره

مهم‌ترین جایزه‌ی جشنواره‌ که همان جایزه‌ی فیلم منتخب تماشاگران است نصیب بلفاست شد؛ فیلم سیاه و سفید کنت برانا که محصول انگلستان است، سرگذشت یک خانواده در دهه‌ی ۱۹۶۰ در ایرلند شمالی را روایت می‌کند. بلفاست تا پیش از این در جشنواره‌ی معتبری نمایش داده نشده بود و معرفی‌اش به سینمادوستان دارد از همین‌جا آغاز می‌شود.

گربه‌ها، جن‌ها و دنیای امروز ما

آری فولمن با تصمیم برای به‌روز کردن ماجرای آن فرانک ‌‌سراغ فیلم تازه‌اش رفته: فرض بر این است که آن در سال‌های زندگی مخفیانه‌اش یک دوست خیالی داشته به نام کیتی، حالا رابطه‌ای میان کیتی، دفتر خاطرات بازمانده از آن، خانه‌ی آن در آمستردام که به موزه تبدیل شده با دنیای معاصر و مشکلات امروزی‌اش شکل می‌گیرد.

اصل‌ها و بدل‌ها

فیلم تازه‌ی ادگار رایت، یک محصول سرگرم‌کننده‌ی خوب ‌ساخته‌‌شده است، و اگر روی پرده با صدا و تصویر درست تماشایش کنید، به یک نوبت تماشا می‌ارزد. نقطه‌ی شروع داستان، شیفتگی یک دختر جوان به صنعت مد است که باعث می‌‌شود برای حضور در مدرسه‌ی طراحی لباس راهی لندن ‌شود، و به‌دلایلی خانه‌ای در محله‌ی سوهو اجاره ‌کند.

سه فیلم، سه زن

فیلم تازه‌ی سلین سیاما از جهاتی یادآور کار تحسین‌شده‌ی قبلی او یعنی تصویر زنی در آتش است. در مامان کوچولو هم قرار است رابطه‌ی دو زن را دنبال کنیم؛ کششی مبهم که در ابتدا معلوم نیست یک دوستی کودکانه است یا پیوندی عمیق‌تر. اینجا هم رابطه‌ی دو زن، میان ذهنیت و عینیت در نوسان است.

Tiff Logo

ماسک‌ها و آدم‌ها

هر سال در سه روز ابتدای جشنواره، خیابان کینگ بسته می‌شود و جشن افتتاحیه‌ی جشنواره وسط خیابان شکل می‌گیرد. مراسم فرش قرمز هر فیلم هم مقابل سالن‌های مختلف همین خیابان برگزار می‌شود. اما حالا، نه، هیچ خبری نیست! انگار نه انگار جشنواره‌ای شروع به کار کرده و کلی مهمان قرار است در این خیابان بروند و بیایند.

دکتر جکیل و آقای هاید

نیمی از درخت گردو یادآور قواعد ساختاری آخرین روزهای زمستان و ایستاده در غبار است و اگر به همان وفادار مانده بود می‌توانست بهترین اثری شود که مهدویان ساخته، اما آن نیمه‌ی دیگر را کسی ساخته که در درام‌نویسی تجربه‌ی کافی ندارد یا حتی باید گفت مبانی اولیه‌ی یک درام محکم و درست را نشناخته.

توقف در میانه‌

نکته‌ی امیدوارکننده‌‌ی بوتاکس این است که مظاهری نشان می‌دهد بر خلاف بسیاری از هم‌نسلانش، از «اجرا»ی درست برای خودنمایی بهره نمی‌برد. نمی‌خواهد با قاب‌بندی، حرکت دوربین یا میزانسن‌‌های پیچیده روی همکارش را کم کند بلکه دارد کارش را درست انجام می‌دهد برای کامل کردن یک ساختار از قبل طراحی‌شده که حساب و کتاب و نظم مشخصی دارد.

یک قصه‌ی پلیسی مرغوب چطور چیزی است؟

طراحی موقعیت‌های پر تنش که همیشه حول سؤال اصلی (قاتل کیست؟) بنا می‌شود، جزء حذف‌نشدنی یک قصه‌ی پلیسی است. این نوع قصه‌، مخاطب را تشویق به پی‌گیری اطلاعاتی می‌کند که ذره ذره داده می‌شود تا «تعلیق» حفظ شود، اما در کنارش شخصیت‌ها هم شناخته می‌شوند. موقعیت‌های ملتهب، بستری برای توضیح شخصیت محسوب می‌شوند نه این‌که خودشان هدف باشند.

تابلوی سیاه/سفید یک خانواده

در طول تماشای رادیوگرافی یک خانواده دو بار شگفت‌زده شدم! ابتدا تحت تأثیر قرار گرفتم از زحمتی که برای تولید فیلم کشیده شده؛ آماده‌سازی دقیق منابع آرشیوی، و انتخاب درست میان عکس‌ها و فیلم‌هایی که مورد نیاز بوده تا روایت را شکل دهد. در درک هوشمندانه‌ی فیلم‌ساز از مصالح کارش و ساختاری که برگزیده تردیدی وجود ندارد.

error: Content is protected !!
به بالای صفحه بردن