حسین معززی‌نیا

حسین معززی‌نیا نویسنده، منتقد و مدرس سینماست. او از سال ۱۳۷۱ فعالیتش در مطبوعات سینمایی ایران را آغاز کرده و به‌عنوان نویسنده یا دبیر سرویس با نشریات متعددی همکاری کرده، از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ هم سردبیری یک ماهنامه‌ی سینمایی به نام ۲۴ را بر عهده داشته است. علاوه بر این، از سال ۱۳۷۵ کار تدریس مبانی نقد فیلم و تاریخ سینما را در مراکز مختلف آموزشی بر عهده داشته که در سه سال گذشته این فعالیت را در شهر تورنتو نیز ادامه می‌دهد. از معززی‌نیا ۵ کتاب سینمایی نیز منتشر شده. او کارگردانی و تدوین تعدادی برنامه‌ی تلویزیونی و فیلم مستند را بر عهده داشته و در هیئت داوری یا هیئت انتخاب تعدادی از جشنواره‌های سینمایی هم عضویت داشته است.

Faces Places

چشم‌ها و آدم‌ها

شهر به شهر، روستا به روستا می‌چرخند تا با آدم‌ها ملاقات کنند. چه جور آدم‌هایی؟ مردم معمولی. همان‌ها که سرشان گرم زندگی‌شان است؛ مزرعه‌دار، کارگر، پیشخدمت و… دو هنرمند می‌روند وسط همین مردم عادی تا قصه‌ی زندگی‌شان را بدانند. قصه‌ی خودشان یا اقوام‌شان، قصه‌ی گذشته‌‌‌ها یا همین حالای‌شان. بر اساس این قصه‌ها، به ایده‌ای می‌رسند برای عکاسی.

Tale of the sea

سفر به تاریکی

در کل این «سفر به تاریکی»، قرار است بفهمیم همان «تیمارستان» محل امن‌تری است برای پناه گرفتن یک روشنفکر؟ پس چند روزی می‌آید بیرون، گشتی می‌زند و دوباره بازمی‌گردد همان‌جا؟ یعنی چرخه‌ی رفت و برگشتش از خانه به آسایشگاه، بناست «بیهودگی» دنیای بیرون، دنیای عینی را نشان‌مان بدهد؟ آن‌وقت چرا باید این را بپذیریم؟

There Is No Evil

تقدیس سرپیچی

نام فیلم این است: شیطان وجود ندارد. یعنی اگر هر کس به اندازه‌ی خودش مقابل سیستم می‌ایستاد، امکان تمرکز شرارت از بین می‌رفت و با یک «کل» مواجه نمی‌شدیم که بخواهیم آن را هیولایی مقابل خودمان بپنداریم. ماییم که آن هیولا را ساخته‌ایم و به زنده‌ماندنش کمک می‌کنیم. سرپیچی‌های کوچک می‌تواند دنیای بهتری برای ما بسازد.

It Must Be Heaven

اشغال‌ با حسن نیت

الیا سلیمان، ‌فیلم‌ساز کم‌کاری است. در طول ۳ دهه فقط ۵ فیلم بلند داستانی ساخته. چند فیلم مستند و کوتاه هم دارد. فیلم‌های داستانی‌اش را که همیشه خودش می‌نویسد و خودش هم بازی می‌کند، معمولاً رگه‌ی طنزی منحصر‌به‌فرد و گاهی ابسورد به هم پیوند می‌دهد. همه‌شان به مسئله‌ی اشغال فلسطین هم ربطی دارند.

J. D. Salinger

سلینجر: یک مرور

سالرنو تولید این فیلم مستند را از سال‌ها پیش شروع کرده، به‌تدریج کاملش کرده و تا زمان مرگ سلینجر هم جلو می‌آید. می‌شود حدس زد در همه‌ی این سال‌ها منتظر بوده شاید شانس به دست آوردن مواد و مصالح تأثیرگذاری نصیبش شود، ولی خب سلینجر که به راحتی دم به تله نمی‌داد و نداد.

Takhti

زمانه‌ی فرسوده و طعم پهلوانی

غلامرضا تختی (بهرام توکلی) را تازگی دیدم، و به‌نظرم رسید چه مخالفان و چه موافقان فیلم، کمی مبالغه کرده بودند.
استراتژی اصلی فیلم‌ساز در انتخاب لحنی گزارشی و سرد را نمی‌شود پیشاپیش شکست‌خورده دانست. چنین لحنی می‌تواند درست نقطه‌ی مقابل چیزی تصور شود که شاید اگر فیلم مرحوم حاتمی به نتیجه می‌رسید، شاهدش بودیم.

Gold

دکمه و کت

مسئله‌ی جامعه؟ بحران اقتصادی و تبعاتش. حرص خریدن دلار و سکه، افت ارزش پول و فقیرتر شدن فقیرها. آسیب‌پذیرترین قشر؟ جوان‌ها که هنوز زندگی‌شان شکل نگرفته، اول راهند و کسی نیست دست‌شان را بگیرد. به این فکر می‌افتند چه‌کار کنند؟ دوست دارند «بیزنس» خودشان را بزنند تا آقابالاسر نداشته باشند. مشکلی که پیش خواهد آمد؟ جور کردن سرمایه.

A Woman Under the Influence

زنی در میان اجتماع خشمگین

زنی تحت تأثیر بدون آن‌كه خودش از این ادعاها داشته باشد، یكی از مهم‌ترین بازتاب‌های تفكرات فلسفی درباره‌ی مفهوم دیوانگی در سینماست؛ دیگران به این دلیل میبل را تحمل نمی‌كنند كه ادب متعارف را رعایت نمی‌كند، بنابراین برای این‌كه احساس بی‌پناهی‌شان را در برابر او تسكین بدهند، میبل را به آسایشگاه روانی می‌فرستند.

Celine and Julie Go Boating

داخل شدن به قصه‌ای كه دارد برای ما تعریف می‌شود!

سلین و ژولی از یك‌سو، تمام خصیصه‌های ساختاری موج نویی‌ها را در خود دارد، از سوی دیگر، همه‌ی این بازی‌های ساختاری، متناسب با ساختمان ویژه و منحصر به فرد این فیلم، یك بار دیگر بازآفرینی شده، و به یكدستی و انسجامی رسیده‌اند كه انگار از ابتدا، اختصاصاً برای این داستان مشخص طراحی شده‌اند.

آدم‌های تنها در مقابل نظامِ سلطه‌جو

آن همه جوش و خروش که از سال ۱۹۶۸ تا اواسط دهه‌ی هفتاد تأثیرش را بر موسیقی، ادبیات و سینما باقی گذاشت، در آثار پیتر ویر جوان هم بازتاب پیدا كرده و هر دو فیلم ابتدایی‌اش، روایت‌گر گرفتار شدن فرد در میان جمع، و محاصره شدن توسط قواعد كشنده‌ی یك نظام سلطه‌جو و انعطاف‌ناپذیر است.

error: Content is protected !!
به بالای صفحه بردن