حسین معززی‌نیا

حسین معززی‌نیا نویسنده، منتقد و مدرس سینماست. او از سال ۱۳۷۱ فعالیتش در مطبوعات سینمایی ایران را آغاز کرده و به‌عنوان نویسنده یا دبیر سرویس با نشریات متعددی همکاری کرده، از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ هم سردبیری یک ماهنامه‌ی سینمایی به نام ۲۴ را بر عهده داشته است. علاوه بر این، از سال ۱۳۷۵ کار تدریس مبانی نقد فیلم و تاریخ سینما را در مراکز مختلف آموزشی بر عهده داشته که در سه سال گذشته این فعالیت را در شهر تورنتو نیز ادامه می‌دهد. از معززی‌نیا ۵ کتاب سینمایی نیز منتشر شده. او کارگردانی و تدوین تعدادی برنامه‌ی تلویزیونی و فیلم مستند را بر عهده داشته و در هیئت داوری یا هیئت انتخاب تعدادی از جشنواره‌های سینمایی هم عضویت داشته است.

The Conversation

اضطراب در حضور دیگران

درخشان‌ترین وجه ساختاری مكالمه كه جداً نبوغ‌آمیز است، ساختار دایره‌ای آن است؛ آن لانگ‌شات ابتدایی، نمایی تزئینی نبوده، و سكانس افتتاحیه، مقدمه‌ای برای ورود به داستان زندگی هری كال نبوده: كل ماجرا همان است. همه‌ی فیلم همان میدان است، شخصیت اصلی داستان ما هم در نسبت با وقایع همان میدان به ما معرفی می‌شود.

Death and the Maiden

جدار نامرئی میان شر و معصومیت

رفتار پولینا مثل تماشاگران متعارفِ یك كنسرت نیست كه علاقه‌مند و آرام می‌نشینند و لذت می‌برند؛ چهره‌اش نشان می‌دهد كه رنج می‌كشد. می‌بینیم كه با اضطراب، دست شوهرش را فشار می‌دهد. مشكلش چیست؟ از موسیقی لذت نمی‌برد؟ قطعه‌ای كه دارد اجرا می‌شود كوارتتی است از فرانتس شوبرت به نام مرگ و دوشیزه. پولینا مسأله‌ای با این قطعه دارد؟

In Bruges

باور می‌كنیم، باور نمی‌كنیم

رِی (كالین فارل) یك جوان تندخو و عملگراست كه ترجیح می‌دهد وقتش را صرف ماجراجویی و لذت‌های آنی زندگی كند، و كِن (برندان گلیسن) مرد میان‌سال پخته و آرامی است كه دوست دارد به تماشای آثار فرهنگی شهر برود، و سر فرصت و با حوصله در تاریخ سیر كند.

WALL·E

آسمان‌خراش‌ها، روبات‌ها و زباله‌ها

وال‌‌‌.‌ای شاید اولین محصول پیكسار باشد كه قابلیت‌های تكنیكی انیمیشن سه‌بعدی در آن به رخ كشیده نمی‌شود، بر عكس، غلبه‌ی رنگ‌های چرك و مرده‌ی متمایل به قهوه‌ای در نیمه‌ی اول فیلم موجب می‌شود كه نوعی لحن رئالیستی بر اثر حاكم شود، و بر خلاف نمونه‌هایی مثل راتاتوی و در جست‌وجوی نیمو فضای فانتزی چشم‌نوازی ساخته نشود.

The Orphanage

اقامت ابدی در یك یتیم‌خانه

یتیم‌خانه، با سكانسی از كودكی لورا در یتیم‌خانه شروع می‌شود كه او در محوطه‌ی بیرونی دارد نوعی بازی قایم‌موشك را انجام می‌دهد؛ بر روی درختی چشم گذاشته و ما در لانگ‌شات می‌بینیم كه هر بار تا سه می‌شمرد، بچه‌ها كمی به او نزدیك‌تر می‌شوند تا وقتی كه دست‌شان به او بخورد، بعد فرار می‌كنند و او دنبال‌شان می‌كند…

A Hidden Life

تاریخ‌سازانِ بی نام و نشان

حیات ناپیدا در انتها، پس از آخرین پلان، با این کپشن به پایان می‌رسد: «…چرا که خوبی روزافزون جهان، تا حدی وابسته‌ به کنش‌هایی‌ست که نامی از آنها در تاریخ نمی‌مانَد، و این‌که وضع من و تو آن قدر که می‌شد ناگوار نیست، نیمی مدیون کسانی ا‌ست که با وفاداری، حیاتی ناپیدا را زیسته‌اند و در گورهایی گمنام می‌آرمند.»

Better Call Saul

شکار و شکارچی

اپیزود اول فصل جدید گرچه با یک مقدمه‌ی طولانی به سبک فصل‌های قبل شروع شد که باز هم در تصاویری سیاه‌و‌سفید به آینده رفته بودیم و وضع‌و‌حال غم‌ناک سال گودمن را در ایام بعد از وقایع برکینگ‌بد تماشا می‌کردیم، بعد از تیتراژ، دقیقاً به همان نقطه‌ای بازگشت که اپیزود آخر فصل چهارم تمام شده بود.

Les Misérables

زارعِ بد

بینوایان، علاوه بر این‌که از جهت تکنیکی، نوید ظهور یک فیلم‌ساز مسلط بر میزانسن، ریتم و هدایت بازیگران در سکانس‌هایی دشوار را می‌دهد، از حیث درون‌مایه، تم‌هایی نشأت‌گرفته از زمینه‌های تاریخی فرهنگ فرانسه، رمان هوگو و بحران‌های دو دهه‌ی اخیر این کشور را هوش‌مندانه درهم آمیخته است.

همه چی به انتخاب خودت بستگی داره

آمدیم نبودید، فیلمی است که اگر از فیلم نخل طلا‌برده‌ی قبلیِ کن لوچ، یعنی من، دنیل بلیک بهتر نباشد، حداقل می‌تواند دنباله‌‌اش محسوب شود با همان دست‌مایه، همان صراحت در مضمون و همان استادی در اجرا. فیلمی درباره‌ی تلخی‌های زندگی طبقه‌ی کارگران روزمزد که شرایط‌شان این روزها دشوارتر هم شده.

Doctor Sleep

رفت و آمد بین دو دنیا

دکتر اسلیپ یکی دیگر از آن فیلم‌هایی است که تماشاگرانش را به دو دسته‌ی کاملاً متفاوت تقسیم می‌کند: کسانی که شاینینگ (استنلی کوبریک) را دیده‌اند و با جزئیاتش آشنایی دارند، کسانی که اصلاً نمی‌دانند وقتی از شاینینگ حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم! از این جهت، تلقی این دو دسته تماشاگر ممکن است هیچ نقطه‌ی اشتراکی پیدا نکند.

error: Content is protected !!
به بالای صفحه بردن