حسین معززی‌نیا

حسین معززی‌نیا نویسنده، منتقد و مدرس سینماست. او از سال ۱۳۷۱ فعالیتش در مطبوعات سینمایی ایران را آغاز کرده و به‌عنوان نویسنده یا دبیر سرویس با نشریات متعددی همکاری کرده، از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ هم سردبیری یک ماهنامه‌ی سینمایی به نام ۲۴ را بر عهده داشته است. علاوه بر این، از سال ۱۳۷۵ کار تدریس مبانی نقد فیلم و تاریخ سینما را در مراکز مختلف آموزشی بر عهده داشته که در سه سال گذشته این فعالیت را در شهر تورنتو نیز ادامه می‌دهد. از معززی‌نیا ۵ کتاب سینمایی نیز منتشر شده. او کارگردانی و تدوین تعدادی برنامه‌ی تلویزیونی و فیلم مستند را بر عهده داشته و در هیئت داوری یا هیئت انتخاب تعدادی از جشنواره‌های سینمایی هم عضویت داشته است.

تفاوت برای تفاوت

سرگردانی یك دختر مجرد در خیابان‌های تهران و ملاقات‌های كوتاهش با مردهایی كه سال‌ها قبل می‌شناخته هم تازگی دارد و موقعیت‌های عجیب و «دیدنی» می‌سازد. اما آیا همه‌ی اینها در فقدان یك روایت متمركز كه مشخص باشد قرار است كدام موقعیت‌ها را به چه ترتیب به هم وصل كند خاصیتی دارد؟

جنگ در کلوزاپ، صلح در لانگ‌شات

متری شش‌و‌نیم می‌توانست کمی متواضع‌تر باشد در اجرا. کمی ظریف‌تر. واضح است که روستایی بعد از غرغرهایی که اغلبش رنگ حسادت داشت، خواسته نشان دهد نه تنها بلد است پلان‌هایش را تر و تمیز به هم بچسباند بلکه می‌تواند سکانس‌های شلوغی را کارگردانی کند که نه تنها غلط دکوپاژ ندارند بلکه هماورد می‌طلبند.

سگ‌ها و آدم‌ها

جزیره‌ی سگ‌ها را اگر قرار باشد بر اساس ریخت ظاهری هم قضاوت کنیم زیبایی‌شناسی درجه یکی دارد: تلفیق خلاقانه‌ای از بافت بصری فیلم‌های تاریخی سینمای ژاپن و به‌خصوص انیمه‌های ژاپنی با نشانه‌های برگرفته از فیلم‌های حادثه‌ای ـ علمی‌خیالی آمریکایی. سازندگان فیلم، سر صبر و با حوصله، همه‌ی این اجزا را در طول فیلم کنار هم چیده‌اند با لحنی متناسب و یکدست.

پروپاگاندای خوب،‌ پروپاگاندای بد

کتاب‌چه‌ی سبز بر مبنای ایده‌ی همراهی یک زوج ناجور بنا شده؛ یک ایتالیایی ـ آمریکایی قلچماق، اهل عمل، مرد خانواده و خوش‌اشتها که از «دل جامعه» آمده و نماینده‌ی لذت بردن از همه‌ی چیزهای دم‌دستی و پیش‌پاافتاده است، مجبور شده راننده‌ و مراقب یک آفریقایی ـ آمریکایی شود که هنرمند، ادیب، سخت‌پسند، نخبه‌گرا، وسواسی و کم‌و‌بیش انزواطلب است

خیره در چشم مرگ

دستاورد بزرگ نخستین انسان تبدیل كردن یك واقعه‌ی «عمومی» به سفری شخصی است. و در اجرا هم سند دیگری برای نشان دادن این كه با یك «كارگردان» صاحب ایده طرفیم كه می‌داند اندازه نما، جای دوربین و چیدن قاب چه معنایی دارد و فیلم‌هایش را برای پرده‌ی بزرگ می‌سازد. از صدا و موسیقی هم به درخشان‌ترین شكل برای ساختن فضای ذهنی قهرمان داستان استفاده كرده.

خشم و هیاهو

همگی چه جوان و چه کهنسال، چه فیلمساز «وابسته» و چه اپوزیسیون می‌آیند روی سن و هر متلکی را که دوست دارند با هر لحن و هر شدتی نثار برگزارکنندگان و مدیران جشنواره می‌کنند و می‌روند پایین. فردای اختتامیه هم رسانه‌های این‌طرفی فحش می‌دهند جوایز را دادید به روشنفکرها، رسانه‌های آن‌‌طرفی متلک می‌گویند جوایز را دادید به ارزشی‌ها.

وقتی فیلم تمام می‌شود…

فرهادی از ابتدا هم یك تكنیسین صرف نبوده كه مثلاً متخصص تولید تریلر دلهر‌ه‌آمیز طبق استانداردهای جهانی باشد تا حالا منتظر باشیم فرمول‌های ژانر را در كشوری دیگر تكرار كند. جنس سینمای او وابستگی‌ ناگزیر به اقلیم، فرهنگ بومی و آدم سرزمین خودش داشته. شاید بهتر باشد كه از این به بعد وجود هم‌زمان دو اصغر فرهادی را بپذیریم

نئورئالیسم: آپدیت ۲۰۱۸

فیلم تازه‌ی ماتئو گارونه تأثیرگذارتر و کامل‌تر از یكی دو فیلم اخیرش است. داستان در ناکجاآبادی در حاشیه‌ی شهر (شاید رم) می‌گذرد. در منطقه‌ای کم‌جمعیت که بر اساس ارتباط رو در روی آدم‌ها و کسب‌وکار محلی اداره می‌شود. آدم اصلی قصه، مردی است به نام مارچلو که شغلش نگهداری از سگ‌ها و رسیدگی به آنهاست.

عشقی که از موسیقی زاده می‌شود

پنج سال بعد از فیلم تحسین‌شده‌ی ایدا که اسکار بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد، اسم پاو پاولیکوفسکی با فیلم جنگ سرد سر زبان‌هاست و کم‌وبیش می‌شود مطمئن بود امسال هم فیلمش نامزد دریافت همان جایزه خواهد شد. جنگ سرد هم سیاه‌و‌سفید فیلم‌برداری شده در قابی تقریباً مربع (قاب آکادمی) و مضمونش هم به جنگ جهانی دوم و پی‌آمدهایش ربط دارد.

تراژدی دلخراش آدم‌های معمولی

استراتژی ساختاری چرنوبیل از ابتدا تا انتها متکی بر «افشاگری» است. متکی بر بهت‌زده کردن بیننده. در اولین اپیزود ما کنجکاویم ببینیم واقعه‌ای که قبلاً درباره‌ش چیزهایی شنیده‌ایم و خوانده‌ایم مگر چه ابعادی دارد که بشود درباره‌اش پنج ساعت داستان تعریف کرد. جزئیاتی که در همان اولین اپیزود می‌بینیم حس کنجکاوی ما را تبدیل می‌کند به تعلیق.

error: Content is protected !!
به بالای صفحه بردن