سینمای دنیا

تکیه داده به فیلم قبلی

سیکاریو: ‌روز سرباز فیلمی است که شاید به یک بار دیدن بیرزد اما قضاوت کردنش بستگی مطلق به این دارد که فیلم قبلی را دیده‌ باشید یا نه. در سال ۲۰۱۵ فیلم فوق‌العاده‌ای دیدیم به نام سیکاریو که در بعضی سكانس‌هایش تصویر تازه‌ای از وضعیت كارتل‌های قاچاق مواد مخدر و پیچیدگی نحوه‌ی سازمان‌دهی و عملكردشان را به ما نشان می‌داد.

هنرمند و سیستم

این آقای فلورین هنکل ون‌دونرسمارک که دوازده سال پیش به‌خاطر فیلم درخشان زندگی دیگران شناختیمش، آدم عجیب و غریبی است: از آن زمان تا امروز فقط سه فیلم بلند ساخته که هر کدام هم حال‌وهوایی متفاوت با دیگری دارند. فیلم سومش هرگز رو برنگردان یک دنیای دیگر است که چندان ربطی به هیچ کدام از قبلی‌ها ندارد.

این بار راننده تاکسی نیست؛ کشیش است!

این همان مرد به خشم‌آمده‌ی راننده تاکسی است که باز هم سرنوشتش با زنی گره خورده و این بار به جای آن دخترک روسپی (جودی فاستر) با زنی سر و کار دارد (آماندا سیفرید) که کودکی در شکمش دارد و از قهرمان فیلم تقاضا می‌کند ناجی زندگی‌اش باشد اما «خداوند چنین می‌خواهد» که خودش ناجی ارنست تولر (ایتن هاوک) شود.

یک فیلم زنانه

کفرناحوم، فیلم تازه‌ی خانم نادین لبکی، فیلم‌ساز و بازیگر لبنانی، از آن دسته فیلم‌هاست که به‌دلیل داستان ملتهب و متأثرکننده‌اش می‌تواند واکنش‌هایی کاملاً متفاوت در بین بیننده‌ها برانگیزد. ممکن است عده‌ای عمیقاً تحت تأثیر قرار بگیرند، گروهی آزار ببینند، بعضی‌ها هم درباره‌ی نوع نگاه فیلمساز به مقوله‌ی خانواده، رابطه‌ی والدین با فرزندان، واکنش‌های جامعه و… تعبیر و تفسیرهای ضدونقیضی ارائه دهند.

در بیداری رؤیا می‌بینیم

در چند سال اخیر کمتر فیلمی دیده‌ایم که از نظر وحدت لحن و یکدستی بصری با سوزاندن قابل مقایسه باشد. سوزاندن فیلمی است که دوباره به یادمان می‌آورد چه ظرفیت شوق‌انگیزی برای آفریدن قصه‌های تازه و ظرافت در روایت‌شان در شرق آسیا نهفته و هنوز می‌شود منتظر اتفاقات .هیجان‌انگیز در آن منطقه ماند

آشفتگی‌های ترسناک یک معتاد

پسر زیبا که بیشتر به‌خاطر نامزدی‌های متعدد بازیگرش تیموتی شالامی در جشنواره‌ها و محافل مختلف شناخته شده، یکی از آن فیلم‌های متعهدانه‌ی مصمم و قاطع است که برای رسیدن به هدفی سرراست ساخته شده: هشدار به والدینی که فرزند نوجوان یا جوان دارند و مراقبت‌های کافی برای تمایل احتمالی آنها به مصرف مواد مخدر را انجام نمی‌دهند.

مردی که همیشه آن‌جا بود

فیلم دیوانه‌واری که وودی آلن در سال ۱۹۸۳ ساخته، به نظر می‌رسد نزد تماشاگران و منتقدان، محبوبیتی به اندازه‌ی کمدی‌رمانتیک‌های او ندارد، اما در نگاهی دوباره، بیش از هر فیلم دیگرش جوهر «وودی آلنی» دارد. اگر این توصیف بارها تکرارشده‌ی «اثری که از زمانه‌اش جلوتر است» در مورد بعضی فیلم‌های تاریخ سینما صادق باشد، قطعاً یکی از آنها همین زلیگ است.

مردی که حرف نمی‌زند

در سینمای آمریکا، فیلم سیاسی افشاگرانه که سازنده‌اش دست از نگرانی برداشته باشد و با خیال آسوده، بالا و پایین یک شخصیت یا جریان مهم سیاسی را یکی کند کم ندیده‌ایم، از مایکل مور گرفته تا الیور استون و اسپایک لی و دیگران، از این دست فیلم‌ها ساخته‌اند، اما باز هم وایس مورد خاصی است و توصیه می‌کنم حتماً تماشایش کنید.

تقدیم به پدر، با عشق و نفرت

اگر فیلم‌های تازه را می‌جورید تا در میان انبوه تولیدات سینمای روز دنیا چیزی پیدا کنید که اسمش را بشود گذاشت «سینمای متفاوت»، فیلم جدید نوری بیلگه جیلان، فیلمساز شصت‌ساله‌ی استانبولی یکی از خاص‌ترین نمونه‌هایی است که ممکن است به تورتان بخورد. به گمانم بد نیست اسم ساختاری را که جیلان به آن رسیده «فیلم ـ رمان» بگذاریم.

هنرمندی که هم خلق می‌کند، هم نقد می‌کند!

چند دهه است که می‌دانیم قرار نیست فیلمی از فون‌تریر را راحت و آسوده، بدون شوک‌های بصری و روایی تماشا کنیم. از همان سال‌ها که اروپا را ساخته بود تا ایده‌های غیرمنتظره‌ای مثل رقصنده در تاریکی و داگ‌ویل و چیز مخوفی مثل ضدمسیح، همیشه می‌دانستیم که موقع تماشای فیلم‌های او قرار است گوشه‌ای کز کنیم!

error: Content is protected !!
Scroll to Top