جنبش می‌تو

قصه‌ی یک قربانی

موطلایی با در نظر گرفتن فضای این سال‌ها و دامنه‌های جنبش می‌تو ساخته شده تا از این موقعیت بهترین بهره را ببرد. سازندگان امیدوار بوده‌اند نتیجه‌ی کارشان به مؤثرترین فیلم این جریان تبدیل شود، اما حالا به نظر می‌رسد در دورترین فاصله از چنین آرزویی قرار گرفته؛ فیلمی هدررفته از هر جهت. چرا؟

همه‌ی مردانِ هاروی واینستین

همه‌ی جزئیات با ذکر اسم‌های واقعی و حتی حضور شاهدهای واقعی در نقش خودشان (اشلی جاد) کنار هم چیده شده. سازندگان فیلم خواسته‌اند تا جایی که ممکن است روایتی مستند ارائه دهند که بیننده را قدم به قدم شریک کشف حقیقت کند تا از جزئیات پرونده‌ی متهم اصلی باخبر شود.

بت سرنگون

تصاویر خبری ـ گزارشی از مصاحبه‌های سرپایی مونرو، نماهایی که در فیلم‌های خبری ثبت شده درست به اندازه‌ی کلوزاپ‌های پرداخت‌شده‌ی سینمایی‌اش بازتاب‌دهنده‌ی همان «آن» خاص اوست! کیفیتی منحصر به فرد، همان که به قول بیلی وایلدر، تا مقابل دوربین قرار می‌گرفت انگار جادو رخ می‌داد. رابطه‌ی غریب این صورت با دوربین ماجرای غریبی است.

نه یعنی نه!

بر خلاف راشومون، در فیلم ریدلی اسکات دقیقاً خود واقعه‌ی تجاوز، دغدغه‌ی سازندگان فیلم بوده، به‌طور مشخص قرار است بدانیم آیا مردی اجازه دارد با این فرضیه که زنی زمینه‌ی هم‌خوابگی را فراهم کرده، از خودش سلب مسئولیت کند و حتی تا دم مرگ هم اصرار کند گناهی مرتکب نشده یا خیر.

زنان بدون مردان

در میان تولیدات سینمایی یکی دو سال اخیر، به‌تدریج سر و کله‌ی فیلم‌هایی پیدا می‌شود که در واکنش به پرونده‌های پر و سر و صدای آزار جنسی زنان (خصوصاً روایت‌های مربوط به تعرض‌های مردان در صنعت تولید فیلم) ساخته شده‌اند.در این هفته‌ها ابتدا دستیار را دیدم و بعد، زن جوان آینده‌دار را.

error: Content is protected !!
Scroll to Top