بازبینی‌کلاسیک‌ها

A Woman Under the Influence

زنی در میان اجتماع خشمگین

زنی تحت تأثیر بدون آن‌كه خودش از این ادعاها داشته باشد، یكی از مهم‌ترین بازتاب‌های تفكرات فلسفی درباره‌ی مفهوم دیوانگی در سینماست؛ دیگران به این دلیل میبل را تحمل نمی‌كنند كه ادب متعارف را رعایت نمی‌كند، بنابراین برای این‌كه احساس بی‌پناهی‌شان را در برابر او تسكین بدهند، میبل را به آسایشگاه روانی می‌فرستند.

Celine and Julie Go Boating

داخل شدن به قصه‌ای كه دارد برای ما تعریف می‌شود!

سلین و ژولی از یك‌سو، تمام خصیصه‌های ساختاری موج نویی‌ها را در خود دارد، از سوی دیگر، همه‌ی این بازی‌های ساختاری، متناسب با ساختمان ویژه و منحصر به فرد این فیلم، یك بار دیگر بازآفرینی شده، و به یكدستی و انسجامی رسیده‌اند كه انگار از ابتدا، اختصاصاً برای این داستان مشخص طراحی شده‌اند.

آدم‌های تنها در مقابل نظامِ سلطه‌جو

آن همه جوش و خروش که از سال ۱۹۶۸ تا اواسط دهه‌ی هفتاد تأثیرش را بر موسیقی، ادبیات و سینما باقی گذاشت، در آثار پیتر ویر جوان هم بازتاب پیدا كرده و هر دو فیلم ابتدایی‌اش، روایت‌گر گرفتار شدن فرد در میان جمع، و محاصره شدن توسط قواعد كشنده‌ی یك نظام سلطه‌جو و انعطاف‌ناپذیر است.

The Conversation

اضطراب در حضور دیگران

درخشان‌ترین وجه ساختاری مكالمه كه جداً نبوغ‌آمیز است، ساختار دایره‌ای آن است؛ آن لانگ‌شات ابتدایی، نمایی تزئینی نبوده، و سكانس افتتاحیه، مقدمه‌ای برای ورود به داستان زندگی هری كال نبوده: كل ماجرا همان است. همه‌ی فیلم همان میدان است، شخصیت اصلی داستان ما هم در نسبت با وقایع همان میدان به ما معرفی می‌شود.

In Bruges

باور می‌كنیم، باور نمی‌كنیم

رِی (كالین فارل) یك جوان تندخو و عملگراست كه ترجیح می‌دهد وقتش را صرف ماجراجویی و لذت‌های آنی زندگی كند، و كِن (برندان گلیسن) مرد میان‌سال پخته و آرامی است كه دوست دارد به تماشای آثار فرهنگی شهر برود، و سر فرصت و با حوصله در تاریخ سیر كند.

The Vanishing

دو قاره، دو سیاره!

در بین فیلم‌هایی که دم دست گذاشته بودم تا سر فرصت تماشا کنم، یکی هم فیلمی بود به نام ناپدید شدن، محصول سال ۱۹۸۸ که به‌دلیل انتشار توسط کمپانی کرایتریون کنجکاوی‌ام را جلب کرده بود. چند شب پیش تماشایش کردم؛ فوق‌العاده است! از آن فیلم‌های کم‌و‌بیش مهجور که طراوت و بداعت سینمای مستقل اروپا را یادآوری می‌کند.

Kes

دور از اجتماع خشمگین

قوش از آن فیلم‌هاست که اگر مستقل از کارنامه‌ی کن لوچ تماشا شود، شاید صرفاً یک فیلم نامتعارف در دسته‌بندی فیلم‌های نوجوانانه‌ای تصور شود که موقعیت خاص دوران نوجوانی و تنها ماندن میان آدم‌بزرگ‌های زبان‌نفهم را توصیف می‌کند. از آن نوع فیلم‌ها که می‌تواند با خانه‌ی دوست کجاست و فیلم‌های مدل کانون پرورش فکری خودمان در یک رده قرار بگیرد.

مردی که همیشه آن‌جا بود

فیلم دیوانه‌واری که وودی آلن در سال ۱۹۸۳ ساخته، به نظر می‌رسد نزد تماشاگران و منتقدان، محبوبیتی به اندازه‌ی کمدی‌رمانتیک‌های او ندارد، اما در نگاهی دوباره، بیش از هر فیلم دیگرش جوهر «وودی آلنی» دارد. اگر این توصیف بارها تکرارشده‌ی «اثری که از زمانه‌اش جلوتر است» در مورد بعضی فیلم‌های تاریخ سینما صادق باشد، قطعاً یکی از آنها همین زلیگ است.

error: Content is protected !!
به بالای صفحه بردن